چرا اصلاح نظام کارمزد اجتناب ناپذیر بود؟

امید کاجیان، روزنامه‌نگار

خیلی هم دور از ذهن نبود، اعمال مالیات بر دستگاه‌های کارتخوان از یک سو و موضوع اجرای اصلاح نظام کارمزد از چهارم تیرماه، توامان از بعد روانی بر پذیرنده‌ها تاثیراتی داشت، تاثیراتی از جمله امتناع برخی از پذیرنده‌ها در استفاده از دستگاه کارتخوان؛ چیزی که بعضی از آن با عنوان شکاف پذیرنده و دستگاه‌های کارتخوان هم یاد می‌کنند.

این‌روزها پای صحبت‌های برخی از کاسبان که بنشینی همین نظر را دارند، برخی معتقدند سود هر قلم از وسایلی که می‌فروشند بسیار کم است، مگر چه قدر درآمد دارند که با هر بار کشیدن کارت، کارمزد از آن‌ها کم شود. هم مالیات زیادی از کارتخوان‌ها گرفته می‌شود و هم کارمزد زیادی از آن کم.

وقتی به یکی از آنها می‌گویم مبلغ 120 تومان کارمزد آنقدرها هم مبلغ زیادی نیست، با اندکی تعجب می‌گوید: «من فکر می‌کنم بیشتر از این حرفهاست (!) از طرفی چرا باید من این هزینه را پرداخت کنم؟ چرا باید بخشی از سود من با کشیدن کارت از دستگاه کارتخوان از بین برود؟».

یکی دیگر از بازاریان می‌گوید: «اگرچه من هم دل خوشی از این ماجرا ندارم، اما نمی‌توانم به مشتریانم بگویم کارت نکشند، به هرحال این حق آنان است و از سویی دیگر باید پذیرفت با دستگاه‌های کارتخوان، هم پرداخت سریعتر صورت می‌گیرد و هم حساب و کتاب‌ها بیشتر و بهتر سرجایش است و از همین بابت هرگز نتوانستم دستگاه کارتخوان را حذف کنم اما به‌نظرم که اساسا قوانین اخیر تاثیرات مثبتی در جمع بازاریان نداشته است».

در کنار نارضایتی برخی پذیرنده‌ها، موضوع بعدی دراین ماجرا البته که مشتریان و خریداران هستند. خریدارانی که در مقابل خواست پذیرنده‌هایی که برای فرار از پرداخت کارمزد و مالیات آنها را مجبور به کارت‌به‌کارت و یا پرداخت نقد می‌کنند قرار گرفتند. امروز خریداران در مقابل این خواست غیرمعقول برخی پذیرندگان، از خود می‌پرسند چرا باید به جای پذیرنده با کارت‌به‌کارت یا استفاده از اپلیکیشن‌ها، کارمزد تحمیلی پذیرنده‌ها را تقبل کنند؟

به هر روی به نظر می‌آید در این چند ماهه اجرایی شدن قانون اصلاح نظام کارمزد و البته مالیات دستگاه‌های کارتخوان، نوع روابط خریدار و فروشنده را پیچیده کرده است اما دلیل این موضوع و راهکار برون رفت از آن چیست؟

چند دلیل برای وضع موجود

 

یکی از خلاءهای موجود که نگاه امروز برخی از پذیرندگان نسبت به استفاده از دستگاه کارتخوان را موجب شده است، ناشی از عدم آشنایی دقیق با قوانین جدید و اطلاع رسانی کافی دراینباره است. چیرگی شایعات بر واقعیات نیز از دلایل شرایط کنونی است.

موضوع دیگر که بی‌تردید در جو امروز تاثیرگذار بوده است، پس زمینه ذهنی مردم در ارتباط با قوانین، به‌ویژه در حوزه مالیات و یا هرآن چیزی است که مبلغی را از آنان کسر می‌کند.

بی‌اعتمادی به سازوکار هم یکی دیگر از دلایل مهمی است که اجرای هر قانون جدیدی از سوی مردم را با چالش‌هایی روبه رو ساخته است و این مسئله اعمال قوانین جدید را با تاخیر یا دست‌انداز روبه رو می‌کند. از طرفی اکثریت قریب به اتفاق مردم را نیز با این موضوع آشنا نکردیم که چرا اصلاح نظام کارمزد دراین زمان باید اجرایی می شد، می‌بایست به آن‌ها می‌قبولاندیم که گریزی از اصلاح آن نبود ضمن اینکه در باقی کشورها نیز این نحوه پرداخت کارمزد امری عادی است.

نیاز به شفاف‌سازی در مقوله مالیات و اصلاح کارمزد

 

از طرفی دیگر در راستای فرهنگ‌سازی وضع قانون جدید در مورد دستگاه کارتخوان‌ها تفهیم این موضوع ضروری است که گفته شود همه چیز فقط دریافت کارمزد و مالیات نیست و در قبالش عایداتی هم نصیب مردم یا همان پذیرنده‌ها می‌شود. یکی از مشکلاتی که بسیاری از مردم با موضوع مالیات دارند این است که می‌خواهند بدانند هزینه این مالیات‌ها در کجا صرف می‌شود؟ و چگونه به کشور و مردم باز می‌گردد؟ قطعا شفافسازی درباره هزینه کرد مالیات ها و اطمینان دادن به مردم دراین زمینه، یکی از اقداماتی است که دراین راستا کمک کننده خواهد بود.

مطلب بعدی اما در مورد دریافت کارمزد از پذیرندگان در پی اصلاح نظام کارمزد است. درباره این موضوع نیز ذکر چند نکته و اطلاع دادن آن به مردم ضروری است. نخست تاثیر پرداخت این کارمزدها در ارائه بهتر و با کیفیت‌تر خدمات به پذیرندگان از سوی شرکت‌های پرداخت الکترونیک است. مشتری باید بداند هزینه‌ای که از بابت کارمزد پرداخت می‌کند در نهایت به خود او باز می‌گردد و در عوض با محصولاتی بهتر، سریع‌تر و کاراتر مواجه خواهد شد. پذیرندگان می‌بایست آگاه باشند که در واقع این اقدامشان، جای دوری نخواهد رفت و در بلندمدت به آن‌ها و مردم باز می‌گردد.

از سویی دیگر این کارمزدها به شرکت‌های پرداخت کمک می‌کند تا موضوع نوآوری در کنار جدیدکردن ناوگان خود را در دستور کار قرار دهند. قطعا پیگیری هر خلاقیت جدید و خدمات و نوآوری نیازمند صرف هزینه است و اگر مسیری برای درآمدزایی جهت پوشش این هزینه‌ها نباشد نه تنها نوآوری از سوی شرکت‌های پرداخت در زمینه پرداخت الکترونیک صورت نخواهد گرفت بلکه با یک ساختار فرسوده و ناوگان عاری از کارایی روبه‌رو خواهیم بود، قطعا این کارمزدها با پوشش دادن هزینه شرکت‌های پرداخت می‌توانند مسیر نوآوری، شکوفایی و تحول در این صنعت را باز کنند.

بنابراین با اصلاح نظام کارمزد می‌توان به آینده شبکه بانکی و پرداخت کشور امیدوار بود چرا که با این اقدام، امکان هویت بخشی به بازیگران شبکه بانکی و پرداخت کشور فراهم می‌شود و آنان در بازار، جایگاه خود را به درستی پیدا خواهند کرد همینطور امکان توانمند ساختن بیشتر بخش‌هایی مانند پرداخت‌یارها نیز وجود دارد.

باید این نکته را نیز حتما اضافه کرد که آنچه به عنوان مدل کارمزد امروز انجام می‌شود بسیار متفاوت با ایدئال‌هاست در مدل‌های جهانی دارنده کارت و پذیرنده هر دو کا رمزد را پرداخت می‌کنند و سهم بانک‌ها در آن به مراتب کمتر از ایران است، موضوعی که امری عادی و بدیهی برای مردم سایر نقاط به شمار می‌آید در حالیکه در طرح جدید نظام کارمزد درایران، سهم بیشتر کارمزد همچنان از سوی بانک پرداخت شده و سهم دارنده کارت از آن صفر است. پذیرنده هم بخش اندکی از آن‌ را می‌پردازد.

به نظر می‌آید آنچه در ماجرای این روزهای کارمزد برخی از پذیرندگان را ناراضی و برآشفته کرده، بیشتر ریشه در مباحثی دارند که شفاف‌سازی نشده اند، از سویی نباید فراموش کنیم هر اقدام جدیدی برای عملیاتی شدن باید توام با فرهنگ‌سازی باشد و اینکه پیش از اجرا به‌خوبی شناسانده شود. بدیهی است که در ابتدای هر طرح جدیدی مقاومت‌هایی نیز در مقابل آن صورت بگیرد اما به‌مرور تطبیق‌پذیری با آن بیشتر می‌شود ولی قطعا در هر طرحی اقناع‌سازی امری مهم است.

لینک کوتاهلینک کپی شد!
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

  ⁄  7  =  1