زنان چگونه میخواهند آینده را بسازند/ فصل خیزش زنان
میزسخنی با دو تن از زنان فناور مالی
تجربههای گوناگون در دنیا چه در ملل توسعهیافته و چه توسعهنیافته نشان میدهد آینده از آن زنان است. این مقوله ریشههای مختلف دارد؛ از جمله اینکه حالا فصل زنان است که بخیزند و ببالند و طرحی نو دراندازند.

به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، زنان فناور در ایران البته کم نیستند و تجربیات هر یک طبیعتا درسها و نکتههای بسیاری در خود دارد. اینکه زنان فناور در عرصه بانکی چگونه قادر خواهند بود لیدر شوند و برخی روندهای فناوریهای مالی را رهبری کنند بخشی از گفتگو با دو تن از زنان فناور در حوزه بانکی است. اینکه چگونه زنان در ساخت آینده پیشرو هستند، بخش دیگری از میزگرد را به خود اختصاص داده است.
*ما در يك كشور در حال توسعه زندگی میکنیم؛ بنابراین نياز داريم نقش زنان را برجسته کنیم. هدف این میزگرد حرکت در همین مسیر است.
اوضاعی: در ابتدا باید بگویم که علاقه داشتم در اين نوع نشستها آقايان نیز حضور داشته باشند تا بتوانیم از زاویه دید آنها نیز به موضوعات بپردازیم اما در کل آنچه اهمیت بسیار دارد این است که حضور زنان در جامعه و حوزه کسب وکار در حال پررنگ شدن است.
شاید بدلیل غیبت تاریخی زنان، فرصت حضورشان در اجتماع با یک فاصله زمانی مواجه شده است. در حوزه کسب وکار زنان بدلیل محرومیت هایی که بواسطه نگاه جنسیتی بوده در خیلی اوقات از بی عدالتی هایی رنج برده اند. اما این تنها مختص کشور ما نیست حتی در خیلی از جوامع توسعه یافته نیز زنان از حقوق مساوی با مردان برخوردار نیستند و ما در آن جوامع نیز شاهد نوعی تبعیض جنسیتی هستیم. مثل دستمزد پایین تر و … .
بارها مشاهده کردهام که در بسیاری از پروژهها با وجود تعادل نسبي، علمی و دانش کاری، وزن حضور آقايان بيش از خانمها در نظر گرفته شده است. در پروژههایی هم بوده که از زور بازوي يك آقا و تحليل و جزءنگری زنان استفاده شده است و اینگونه البته قابل پذيرشاند؛ چون از نظر فيزيك، از نظر نوع نگرش، كلگرا و جزءگرا بودن بين زنان و مردان تفاوت وجود دارد.
اگر چنانچه زنان به این تفاوتها باور داشته باشند و حضور خود را به نوع نگاه جامعه محدود نكنند، ميتوانند در جايگاهي كه توانايی و پتانسيل و مزیت لازم را دارند بسیار مؤثر باشند؛ مثلاً زنان در حوزههاي تحليلي دقت نظر بیشتری از مردان دارند؛ ولی هيچ وقت نميتوانند يك وزنه چند ده كيلويي را بلند كنند.
*خانم عدالت لطفاً نظرتان را بیان کنید. قبل از ورود به موضوع زنان فناور، به نظر شما کیفیت حضور زنان در حوزههای شغلی و دیگر عرصههای اجتماعی و اقتصادی چگونه است؟
عدالت: صحبتهاي خانم اوضاعی را كاملا قبول دارم و از تكرار مواردي كه ايشان مطرح و تاكيد داشتند خودداري ميكنم ، به نظر من هم تفكيك جنسيتي در هيچ حوزه اي قابل قبول نيست و هر انساني صرف نظر از جنسيت نقاط قوت و ضعف مختص به خود را دارد علي ايحال اگر بخواهم نمونه اي از حضور زنان را در زيرمجموعه تحت نظارت بگويم از حدود 80 همكار در پنج حوزه زیرمجموعه مديريت فناوری اطلاعات، ترکیب زنان به مردان تقريبا نسبت 40 به 60 است.
در عین حال از نظر رشته، مهندسان نرمافزار بیشتر بانوان هستند و مهندسان سختافزار و امنيت را بیشتر آقايان تشکیل میدهند. همچنين به صورت كلي ، تجربة شخصي من از سال 80 به بعد در بانک توسعه صادرات نشان میدهد که بانوان تمرکز و ماندگاري بیشتری در حوزه کاري خود دارند.
*شاخص شايستهسالاري فارغ از جنسیت در جذب افراد به ویژه در رشتههای تخصصی در کشورهای توسعهیافته در اولویت قرار دارد؛ اما در کشورهایی چون ایران تا رسیدن به نقطه مطلوب ممكن است با چالشهايي مواجه شویم.
عدالت: سنتي بودن جامعه در انتخاب افراد بسیار مؤثر است. امروز در میان مسئولان و معاونان فاواي 30 بانك کشور فقط پنج زن مسئول هستند که آنها هم در بانكهاي كوچك مسئولیت دارند و هنوز در سپردن مسئولیت بانکهای بزرگ به زنان اعتماد وجود ندارد.نگاه سنتي غالب در جامعه به زن و مرد خود را در انتخاب مديران در سطوح بالا نشان ميدهد.
ما در مورد صنعت بانكداری صحبت ميكنيم و در مورد صنايع ديگر تجربهاي ندارم؛ اما در سطح معاونان فاوای بانک، 25 نفر آقا و پنج نفر خانم حضور دارند؛ البته در سطوح تحصيل كرده و سازمانهاي بلوغ يافته به مرور نگاهها تغییر کرده است؛ به هر حال طي ساليان خانمها شايستگي و لياقت و تجربه كاري و تواناييهايشان را نشان دادهاند. در واقع مدت زمانی گذشته تا به اين مرحله از رشد رسيدهايم؛ ولي هنوز به نقطه مطلوب نرسيده ايم و اين نگاه تبعيضي مي بايست تغییر کند؛ شايد با همین مصاحبهها و توجه به اين موضوع بشود تا حدودي اين نگاهها را تغییر داد.
در كتاب موفقيت زنان یکی از دلایل موفقیت مردان را در كسب مقام هاي بالاتر و طي كردن سريع پله هاي ترقي ارتباط غیر كاري قویتر آنها با يكديگر در محيط هايي مانند ورزشگاه و… مي دانند و در واقع ممكن است این عوامل در انتخاب افراد مؤثر باشد چون مدیران افرادی را انتخاب میکنند که روابط راحتتری با آنها دارند و با روحيات آنها آشنا هستند.
*بیان کردید که 40 درصد ترکیب همکارانتان در معاونت را خانمها تشکیل میدهند آيا خانمها با یکدیگر ديالوگ دارند تا این درصد افزایش یابد؟
عدالت: در حيطه كاري خودم صرف نظر از جنسيت و صرفا بر اساس سابقه و تخصص و تعهد كاري سعي كرده ام نسبت به انتخاب افراد در سطوح مديريتي اقدام كنم . در سطوح بالاتر نيز كمتر از 10 درصد مديران ارشد را بانوان تشكيل مي دهند و اين تركيب تقريبا به همان نسبت در سطوح پايينتر ديده مي شود.
*به نظر میرسد در حوزههای مختلف رقبای بسیاری وجود دارد؛ ولی حوزة فناوري که از جنس نرمافزار است بیشتر این فرصت هست تا ارزش زنان نشان داده شود؛ لطفاً از اين زاويه به موضوع بپردازيد و وارد شبكة بانكي شوید.
اوضاعي: قبل از پاسخ به این سؤال به نکاتی اشاره کنم؛ پیرو صحبتهای خانم عدالت من هم به عنوان یکی از اولین زنان در سال 95 معاون مدير عامل بانک تجارت شدم. به نظر بنده علاوه بر توان علمی و مدیریتی لازم يكي از مهمترين نکاتی كه در فرايند تكوين و پيشرفت زنان در كل صنايع مطرح است باور به خود است.
يك شکاف زماني درباره حضور زنان در جوامع مختلف وجود دارد؛ به تعبیر دیگر خانمها در بخشهای كليدي حضور نداشتند یا به هر علتي براي آن بخش کلیدی پذيرفته نميشدند؛ اما معتقدم باور به خود از همة عوامل مهمتر است تا بتوانیم این شکاف را کاهش دهیم.
همانطور که جایگاه زن به دلیل مادر بودن و خالق بودن از جایگاه ویژه ای برخوردار است و به عنوان كسي كه قرار است امنيت و آرامش خانواده را ايجاد كند دارای يك نقش كليدي است؛ ولي اینکه زنان چطور بتوانند درست و در جاي خود نقشهايشان را به طور كامل بازي كنند اهميت بسیاری دارد و این موضوع به شخصيت، توانايي يا انتخاب آن فرد بازميگردد؛ اگر من به عنوان يك خانم انتخاب كنم كه هر كدام از اين نقشها را در جاي خود به درستي بازي كنم، مسلماً بايد توان و زمان بيشتري صرف کنم.
وقتي زنان و مردان در حوزة آموزش، صنايع و … طرح ارائه ميدهند، ايده ميدهند، خلاقيت و نوآوري دارند؛ بنابراین این قدرت را دارند كه چندين کار را به صورت همزمان و درست انجام دهند. درصد بسیار بالايي از ما از تواناييهایمان استفاده نميكنيم
با این انتخاب ميتوانم مانند هر شخص دیگری با برنامهريزي، هماهنگ كردن همراهان خود اين قضيه را به درستي انجام دهم؛ بنابراين يكي از نكات كليديای که باید علاوه بر فرمايشات خانم عدالت به آن توجه كرد، اين است كه زنان بايد به تواناییهای خود باور داشته باشند و از اين تواناييها استفاده كنند.
*در اینجا دو مسئله مطرح است؛ یکی اینکه خانمها بايد نسبت به توانایی خود باور داشته باشند و دیگر اینکه باورهاي جامعه نیز کمی به تحول نیاز دارد.
اوضاعی: کاملاً درست است. باورهاي جامعه با توجه به باورهاي ما شكل ميگيرد؛ وقتي ما توانايي خودمان را به بروز و ظهور برسانيم، ميتوانيم باورهاي جامعه را جهتدهی کنیم؛ اگر من در مورد تصحیح برخوردهای مختلف مداومت نداشته باشم و پيگيري نكنم و طرز برخورد نادرست را بپذیرم در واقع به همة آن مسائل بها دادهام.
*در واقع شما به نقش فعالانة زنان معتقدید و تصور میکنید که زنان تا به امروز منفعلانه برخورد کردهاند؟
اوضاعی: بله. من اعتقاد دارم درصدي به این شکل است. مثالی بزنم من به همراه فرزند سه ماهة خود برای نصب سیستم به تمام ايران سفر کردهام؛ اگر بپذيرم که نقش من اين است كه در خانه بمانم و فرزندم را بزرگ کنم و نميتوانم كار ديگري انجام دهم نه اینطور نیست من ميتوانم مثل هر فرد ديگري کارهای مختلفی انجام دهم من كاري به زن و مرد بودن ندارم؛ چون معتقدم انسانها توانايي بسیاری دارند و درصد كمي از اين توانايی را استفاده ميكنند؛ وقتي زنان و مردان در حوزة آموزش، صنايع و … طرح ارائه ميدهند، ايده ميدهند، خلاقيت و نوآوري دارند؛ بنابراین این قدرت را دارند كه چندين کار را به صورت همزمان و درست انجام دهند. درصد بسیار بالايي از ما از تواناييهایمان استفاده نميكنيم.
*البته موانع هم بسیار زياد هستند.
اوضاعی: بله موانع بسیار زياد است. اجازه دهید به مثالی اشاره کنم؛ من معاون مدير عامل در حوزه فناوری اطلاعات بودم ساعت دو صبح آسانسور ساختمان فناوري اطلاعات آتش گرفت مانند هزاران اتفاقی که در فعالیت های اجرائی با آن مواجه می شویم و من سر صحنه حاضر شدم البته من نمیتوانستم آتش را خاموش كنم یا آسانسور را راهاندازی مجدد کنم؛ ولي حضورم در آن ساعت و در آن محل نمایانگر نقش مسئولانة من است عدم حضور من نشاندهندة ضعف من؛ ولي با حضورم نشان دادم كه میان زن و مرد هیچ تفاوتی وجود ندارد؛ اگر مشكلي پيش بيايد، من در جايگاه و مسئوليتي كه دارم، بايد آن را حل و مشكل را برطرف كنم؛ بنابراين بخش بسيار عظيمي از اين مسئله به مسئوليتپذيري يا اثبات خود بازمیگردد كه مسلماً به توان بيشتري نیاز دارد.
به تعبیر دیگردر مقایسه با یک آقا که برای مسئولیت انتخاب می شود، يك زن براي اثبات خود باید چند پروژه انجام دهد یا مسئولیت هاي مختلف را پلهپله طي كند( كه البته معتقدم هميشه بايد اينطور باشد) بنابراين به توان بیشتری نیاز دارد تا خود را ثابت کند. پس ازطی مرحلة ثابت كردن خودشان باید مسئولیت های متعددی را نیز طی کنند و من فكر ميكنم اين كار بسیار دشوار است؛ ولي وزن بيشتر آن به خودمان بازمیگردد تا این سدها را بشكنيم.
در حوزه فناوري و تحول ديجيتال كه امروز در ايران به ویژه در نظام بانكي بسیار مطرح ميشود، زنان بسيار فعال هستند و اميدواريم هر چه بیشتر توانايي هاي خود را بروز و ظهور دهند؛ كما اینکه حداقل در سطح معاونان و مديران فاوا به نظر ميرسد كه اين موضوع قابل مشاهده هست
*خانم عدالت ابزارهايی در اختيار زنان فناور وجود دارد که میتوانند به وسیلة آنها براي شكستن اين فضای بسیار سخت بهره ببرند؛ از سوی دیگر فضاي فناوري بانكها اکنون بیشتر نرم است؛ چون تحول دیجیتال، مغزافزار است. از اين زاويه به موضوع بپردازید. چقدر توانستيد از فناور بودن براي شكستن موانع بهره ببريد؟
عدالت: اثبات زنان در حوزة فناوري و تحول ديجيتال بسیار موثرتر و با توجه به ماهيت نرم بودن اين صنعت، راحتتر هم امکانپذیر مي باشد. شايد اگر خانم اوضاعی وارد حوزة برق و الكترونيك میشدند اين پيشرفت را نداشتند؛ چون ماهيت كار در این رشته فيزيكالتر است و مردان بیش از زنان در این حوزه حضور دارند.
يك موسسه آمريكا مقالهاي منتشر کرده که در آن آمده است امتیازی که خانمها در حوزة ديجيتال كسب كردند، خيلي بيشتر از امتياز مردان است؛ حتي در حوزه پرداخت نیز بين سالهای 2016 تا 2018 نیز حدود 786 هزار پوند پرداختي متعلق به زنان و 750 هزار پوند پرداخت به مردان بوده است. اين آمار نشان ميدهند كه زنان میتوانند خود را در حوزة تحول ديجيتال و حوزه فناوري، بيشتر بارز كنند . این حوزه ماهيت نرمافزاري دارد و دانش ، مهارت ، ابزار ، فناوري ، تحصيلات و آموزش و … اهمیت بسیاری در آن دارد. حداقل در آمريكا که آمار چنین چیزی را نشان میدهد. طبق آمار این مؤسسه زنان امتیاز 48 و مردان امتیاز 45 را دریافت کردند.
مجلة آمريكايي فوربس به تازگي 50 زن فناور برتر را معرفي كرده و توانايي هاي آنها و كسب موفقيت هاي برتر آنها را به نمايش گذاشته است و همة اینها نشان میدهند که در حوزة فناوري و تحول ديجيتال كه امروز در ايران به ویژه در نظام بانكي بسیار مطرح ميشود، زنان بسيار فعال هستند و اميدواريم هر چه بیشتر توانايي هاي خود را بروز و ظهور دهند؛ كما اینکه حداقل در سطح معاونان و مديران فاوا به نظر ميرسد كه اين موضوع قابل مشاهده هست.
*وقتي در جايي حضور مییابید و گرهها را باز و به ديگران اثبات ميكنيد كه نگاهشان اشتباه است دقیقاً به این مسئله میپردازید که باید به زنان باور بيشتری داشته باشند. بيان موفقيتها بسیار كمكکننده است. بارها گفته شده که این زنان هستند که آینده را در ايران و جهان رقم میزنند به نظرتان چرا آينده را زنان ميسازند؟
اوضاعی: قبل از پاسخ به این سؤال باید به پیشدرآمدی اشاره کنم. دنيا قابليتهاي افراد را ميشناسد؛به عنوان مثال عموما عنوان می شود که زنان در حوزة تحليل، جزءنگري قویتر هستند. پس با شناخت آن اموری که این وجه در آن پررنگ تر است چنانچه به زنان واگذار گردد انتظار می رود که نتایج موثرتری به دنبال داشته باشد.
اگر قابليتها و تواناييهايمان را بدانيم و از طرفی اجتماع و كساني كه اطراف ما حضور دارند، بتوانند اين قابليتها را تشخيص دهند، روي آن قابليتها تمركز ميكنند و شايستهسالاري اتفاق ميافتد. در سؤالاتتان به این مسئله که زنان در حوزة فناوري توانستهاند خودشان را اثبات كنند اشاره کردید و باید بگویم که این مسئله به همین قابليتها بازمیگردد. چرا بسیاری از زنان وارد حوزة برنامهنويسی شدهاند تا مردان؟ یا چرا تمايل دارند در رشتة نرمافزاري فعالیت کنند تا در رشتة سختافزاري؟ ممکن است صبر و تحمل بیشتری از مردان دارند تا باگ نرمافزاري را استخراج کنند يا چرا وزیر جنگ بسیاری از كشورهاي بزرگ دنيا زنان هستند؟ چرا شرکت فورد براي طراحي شكل ظاهري اتومبیل از زنان استفاده میکند؟
لذا باید فارغ از نگاه جنسیتی به سمت شایسته سالاری و شایسته گماری حرکت کنیم. شايستهسالاري وقتي قوت مییابد که ما تمايزهاي خود را بشناسيم و آنها را تقويت كنيم و مهارتهايمان را به سمت و سوي نقاط قوت خود ببریم. وقتي ميگوييم زنان در بخش طراحی قویتر هستند این نشاندهندة این نیست که یک مرد طراح خوبي نيست؛ ممكن است یکی از طراحان دنيا آقا باشد؛ ولي وقتي انتخاب ميكنم که گروه طراحان ظاهر يك اتومبیل زنان باشند، شاید به این دلیل است که زنان جزئينگر هستند.
*آیا جهان و ايران به مرور به اين وجه تمايزها آگاه شدهاند و به مرور این وجوه تمايز تقويت ميشوند؟
اوضاعی: بله دقيقاً همینطور است. امروز جوامع پيشرفته روي اين وجه تمايزها سرمايهگذاري ميكند و اگر حضور جنسيتهاي مختلف در لايههاي مختلف را طبقهبندي ميكند؛ چون اين وجه تمايزها را شناخته است و روي آنها سرمايهگذاري ميكند.
*چرا آيندة ايران را زنان تغيير ميدهند؟
اوضاعی: ايران هم مانند بقية كشورها چه در صنعت و چه در حوزههاي تحقيقاتي و مواردی از این دست به نوعي دنبالهروست و همین امر آنها را جهت ميدهد.
*درست است که ما از کشورهای پیشرفته الگو ميگيريم؛ ولي جامعه ما مختصات خاص خود را دارد و اگر به آن توجه نكنيم، هزینههای آزمون و خطا افزایش مییابد. با این شرایط آينده با چه فاكتورها و شاخصهايي تغيير مییابد؟
اوضاعی: ما يكسري عوامل تأثيرگذار داريم كه کاملا از دست ما خارج است. اين عوامل تأثيرگذار و گلوبال، عوامل تأثيرگذار محيطي، جهاني هستند مثل تأثيرات تكنولوژي و فناوري و همة این عوامل ما را به سمت و سويي كه بخشهایی از آن در اختیار ما نیست سوق میدهند. طبيعتاً وقتي جامعه در بحران تغييرات محيطي جهانی قرار ميگيرد و پيشآگاهيهايي برايش اتفاق ميافتد و نگاه سنتي قديمياش تحت تأثير قرار ميگيرد.
*در آينده تخصصها خيلي بيشتر اهميت مییابند به همين دلیل زن و مرد بودن در اولويت قرار میگیرد.
اوضاعی: چرا تخصص اهميت پيدا ميكند؛ چون متاثر از عوامل محیطی و توانمندسازها، به تخصص اهمیت می دهد. در واقع نمیتوان ايران را یک تافته جدابافته دانست؛ بلکه ایران نیز در این فضای گلوبال رشد میکند؛ بنابراين ناخودآگاه از يك سري عوامل تأثير ميگيرد و تأثير ميگذارد و تأثيرپذيرياش به مراتب بسیار بيشتر است؛ چون فاصلة فرهنگي، علمي و … بسیار بيشتر از آن چیزی است که بتوان گفت که به سرعت میتواند خود را برساند.
من مدیر پروژة تحول ديجيتال در بانك بودم و همین مسئله را مثال ميزنم؛ من و تیم کوچکی سال 95 شروع به تحقيق دربارة حوزه بانكداري ديجیتال کردیم. آن زمان سیگنال قوی تغییرات و دیجیتالی شدن در اطراف ما وجود داشت؛ مثلاً بانك ديبياس و بانك المشرق اقداماتی انجام داده بودند و همة اينها سیگنالهای مختلف و بزرگی بودند كه به ما در ایران نشان میداد که در کل دنیا تغييراتي در حال رخ دادن است؛ بنابراین از روي علاقه و حوزه کاری شروع به مطالعه کردیم و به همراه تیم مطالعات بانک، اطلاعات بسیار خوبی جمعآوری کردیم تا نشان دهيم اين تلاطمات و تغييرات چطور در اطرافمان در حال رخ دادن است و چه تاثیری بر آینده صنعت بانکداری دارد.
یادم هست در سال 95 ارائه ای که برای اعضاي هیئت مديره داشتیم من صحبتم را اینطور آغاز کردم که اگر همراه اين جريان نشويد، محكوم به فنا هستيد؛ يعني از اين زاويهاي وارد مسئله شدم که اگر قصد دارید پايدار بمانيد و بقا داشته باشید بايد خود را با روند تغییرات همسو كنيد. اين يك نمونه كوچكي است كه ميتوان آن را در حوزههاي مختلف بسط داد؛ يعني در بسیاری از موارد حركت ما به سمت و سوي يكسري تغييرات و پروژهها و فعالیتهای مختلف ناشي از تأثيرپذيري ما نسبت به آنچه در اطرافمان اتفاق ميافتد، است.
*خانم عدالت نظر شما در این رابطه چیست چرا این اتفاق که آينده را زنان تغيير میدهند رخ داده است و زنان چطور ميتوانند بهتر اين نقش را بپذيرند؟
عدالت: شايد يكي از دلايل عقب ماندگي خانم ها وجود مسائل مالي ، سياسي و مذهبي باشد كه در این قضیه میتواند تأثیرگذار باشد و فقط بحث تواناييها مطرح نيست.
*مسير آگاهي مردان زودتر و خانمها ديرتر شكل گرفته است و این خود مسئلة مهمی است كه باعث شده تا بشر اکنون به عنوان یک ظرفیت جدید، اثرگذارتر از قبل در عرصههای مختلف حضور یابد. مسئلة ديگر اینکه شرايط اقتصادي، اجتماعي و سياسي جامعه تفاوت کرده است.
عدالت: این مسائل نه تنها در جوامع جهان سوم، بلكه در كشورهاي پيشرفته هم مطرح بودند. هميشه به زن به ديد ديگري نگاه میشد؛ کشورهای پیشرفته زودتر از ما به اين نقطه رسيدهاند كه زنان تواناييهاي خاص خود را دارند و هر انساني باید بر اساس تواناييهايش سنجیده شود. از طرف دیگر در همة كشورها ديد تعصبات هم وجود داشته است و شايد يكي از دلايل عقبماندگي خانمها بحث ديدگاههاي متعصب و سلب است. امروز رسیدن به این نقطه که خانمها تواناييهايي دارند و ميتوانند در جامعه رشد كنند و مسئوليت بگيرند زمان برده است. بررسیهای انجامشده نشان میدهد كه زنان در مباحث تكنولوژي و تحول ديجيتال بر اساس تواناييهايشان از مردان پيشي گرفتهاند و در آينده نقش پررنگتری هم خواهند داشت.
*در واقع معتقدید که هم اکنون در تغيير به سمت آينده بهتر، زنان نقشآفرينتر هستند؟
عدالت: بله درست است؛ چون زنان و تواناییشان هميشه كنار گذاشته و ناديده گرفته شدهاند و امروز وقتي به اين سطح رسيدهاند، هم زنان و هم جامعه كه حرفي براي گفتن دارند، قطعاً تلاش بيشتری مي كنند و سعي ميكنند خودشان را ثابت كنند ، مثلاً زنان روی تحصیلات خود بيشتر تمركز ميكنند تا نديده گرفتهشدنهايشان را جبران كنند. زنان تلاش مضاعف ميكنند تا خود را ثابت كنند.
*به نظرتان اين تلاش مضاعف بيشتر ناشی از اين اهرم است كه ناديده گرفته شدهاند یا ذيل رشد طبيعي خود در این مسیر قرار گرفتهاند؟
عدالت: از نظر من هر دو تأثیرگذارند. ولی معتقدم اهرم نادیده گرفته شدن تأثیر بیشتری دارد. اینکه گروهي كنار گذاشته شود، واقعاً به ضرر جامعه است و معتقدم باید در بحث شايستهسالاري اين مسئله ديده شود و سعي كنيم به اين سمت حرکت کنیم.
*زنان، جامعه را تغيير ميدهند؛ به این دلیل که جامعه به این ضرورت میرسد که شايستهها بايد روی کار بیایند تا موتور توسعه را در رقابت با جوامع ديگر و در رقابت با هم بتوانيم پيش ببريم، وگرنه عقب ميمانيم.
عدالت: برای اینکه تواناييها و شايستگيهاي خانمها بروز و ظهور یابد به یک زيرساخت و محیط مناسب نیاز داریم.
*چطور ميتوان آن زيرساخت را شکل و توسعه داد؟
عدالت: به نظرم باید ديد جنسيتي را با آموزش و فرهنگسازي و مصاحبه و سمينار و يا هر روش ديگر از بین برد از طرفی در زنان خودباوری شکل بگیرد مبنی بر اینکه ما نیز ميتوانيم همپا و همقدم مردان در تمام سطوح باشیم و اصلاً جنسيت مطرح نيست و ملاک تلاش و دانش و آگاهي و اخلاقمداري و … است.
*جامعه به مرور به اين شناخت رسیده كه باید تعصبات را کنار بگذارد و بر اساس توانایی به افراد فارغ از جنسیت نگاه کند؟ چگونه میتوانیم این روند را سرعت ببخشیم؟
عدالت: با اعتماد متقابل و افزايش توانايي ها و پشتكار مي توان به اين روند سرعت بخشيد به عنوان نمونه من به عنوان مدير پروژه راه اندازي بانكدراي باز در بانك توسعه صادرات تمام توان خود و همكاران زير مجموعه خود را در رسيدن به موفقيت در اين پروژه به كار بردم و اين اعتماد متقابل هم در سطح مديران ارشد بانك و هم در سطح خانواده به جهت صرف وقت زياد خارج از ساعات كاري باعث موفقيت اين پروژه شده لذا به نظر من اعتماد به تواناييهاي افراد خارج از جنسيت آنها مي تواند روند سرعت را بهبود ببخشد.
*جامعه به اين ضرورت میرسد كه تخصصها مهمتر از جنسيت هستند و به همين دلیل خانمها اين فرصت را مییابند تا نقشآفريني مؤثرتري داشته باشند؛ چون آقايان نقش خود را تا اندازهای که ظرفیت داشتهاند ایفا کردهاند و اين توان زنان است كه مغفول مانده و اکنون میتواند به پیشرفت قطار توسعه کمک کند؛ از طرفی زنان اخلاقمدارترند و به واسطة تقابلهای، جهان به جایی رسیدهاند که از کاهش خشونت استقبال میکنند و این دو از عواملی است كه باعث ميشود نقشآفريني زنان قويتر باشد.
اوضاعي: اجازه دهید به زمان خلقت بشر و شکلگیری تفكيك وظايف بازگردیم؛ مثلاً زمان انسان خوراكجو مردان به سمت شكار و تأمين معاش میرفتند آيا در زمان حاضر نيز اين تفكر حاكم است كه تامين معاش صرفا با آقايان است. تغيير نگرش از اینکه تفكيك وظايف به نوعي بايد درهمآميختهتر شود، اتفاق افتاده است و اين يك جهش فكري محسوب میشود.
امروز در عصر عدم قطعيتها قرار داریم عصر VUCA که عوامل محيطي خیلی شفاف نيستند. خاصيت زماني عصري كه در آن قرار گرفتهايم، اين وضعيت را ايجاد كرده كه بايد از همة نيروي كارمان استفاده كنيم. درصد زنانی كه حوزههاي آكادميك را طي كردهاند کم نیست نقش اقتصادي زنان نشان داده كه حداقل 50 درصد از نيروي كار مولد باشند. هیچ کشوری نمیتواند از اين ظرفيت به راحتی عبور کند؛ به همین دلیل تاكيد دارم عوامل محيطي در توانمندسازی جامعه تأثيرگذارند. مسلماً باید از اين نيروي كار با اين ظرفيت و دانش استفاده شود و به تدريج وقتي زنان با افزايش مهارتهاي خود توانستند نشان دهند كه از عهدة مسئولیتهایی که به آنها سپرده میشود برميآيند اين فضا را متعادلتر كردند و ايفاي نقش ايشان در جامعه پررنگتر شد.
*ايجاد كانونها موثر هستند؟
اوضاعی: دقیق نمیتوانم به این سؤال پاسخ دهم؛ ولی يكي از عوامل تأثيرگذار افزايش تحصيلات زنان است. به نظرم تفکیک این کلونیها به شكل ايجاد كانون زنان و … مؤثر نیست؛ ولی معتقدم در كنار هم فعاليت كردن زنان میتواند در این امر نقش مؤثری داشته باشد؛ يعني اگر انجمن زنان كارآفرين یا انجمنهای دیگر شکل بگیرد خوب است؛ ولي وقتي همين تفكيك صورت میگیرد به نوعي به اجتماع نشان میدهید كه اين دو، دو فضاي تعاملي جداگانه دارند.
*ولی وقتی زنان کنار یکدیگر قرار بگیرند، میتوانند رشد خود را تسریع ببخشند و روابطشان را قوام دهند.
اوضاعی: به نظرم شكل دادن تيمهايي كه از هر دو جنس كنار یکدیگر باشند، نشان ميدهد كه چه قابليتها و چه تواناييهايي در دو سمت وجود دارد. شناخت اين تواناييها و مهارتها اهمیت بسیاری دارد؛ مثلاً سازمان يونسكو به 10 مهارت برتر در زندگي اصلي و مديريت اشاره کردهاست؛ وقتی اين مهارتها را مطالعه میکنم متوجه میشوم که دنیا روي 10 مهارت اصلي تمرکز کردهاند و کسانی كه اين تحليلها را ارائه میکنند قطعاً بر اساس تجربه و تحقیق عمل میکنند.
من به عنوان یک فرد وقتي به این مهارتها توجه میکنم و متوجه میشوم که مهارت خودآگاهي و مهارت حل مسئله در ابتداي اين ليست قرار دارد. پس من برای تقويت بنية خود سعي ميكنم اين مهارتها را در خودم افزایش دهم و بر روي مهارتهايي كه باعث پرورش فكري و توان عملياتي من ميشود، بيشتر تمرکز كنم؛ وقتي اين پتانسيلها كنار یکدیگر قرار بگيرند، نقاط ضعف را شناسایی و برطرف میکنند. بنابراین معتقدم تشكيل تيم ها و گروه ها بايد بصورت مشترك و با تعامل هردو(مردان و زنان) ايجاد شود.
*نقش نخبگان زن در سرعتبخشي به این مسئله چقدر ميتواند مؤثر باشد؟
اوضاعی: پديدهاي وجود دارد تحت عنوان خردجمعي كه به طور ناخودآگاه در سيستم با يك هوش دروني رهبري ايجاد ميشود؛ مثل حركت جمعي ماهيان و … تصور ميكنم اين اتفاق بايد رخ بدهد بيفتد؛ يعني اینکه شما بگوييد اين 10 نفر در این قضیه پايونیر هستند؛ در واقع نقش افراد در اطلاعرساني، فرهنگسازي، آموزش و دریافت مسئوليتها پررنگ است. من فكر ميكنم افزايش آموزش و تصدي پروژههاي بزرگ ميتواند حضور زنان را به اثبات برساند. خيلي اعتقادي به اینکه مثلاً يك كلوني يا يك تشكلي ايجاد شود، ندارم. هر چيز که به حضور افراد، لواي تفكيك جنسيتي بگذارد، نه تنها به پيشبرد اين قضيه كمك نميكند؛ بلكه آن را تخريب ميكند.
*لطفاً صحبتهای خود را جمعبندي كنيد و بگویید آیا ایجاد تشکلهای مرتبط با زنان مثلاً انجمن زنان فناور مالی میتواند به روند حضور زنان در عرصههای مختلف کمک کند؟
عدالت: امروز در خارج از كشور مباحث درماني و روانشناسی به صورت گروهي انجام میشود تا درمانشوندگان از تجربيات و راهنمايی یکدیگر استفاده کنند از اینکه اين مسير را رفته و به اینجا رسيدهاند من فكر ميكنم بيشتر به این موضوع نیاز داریم. صرفنظر از اینکه من هم معتقدم نبايد موضوع را جنسيتی كرد؛ ولي واقعاً نياز است تا گروههايي باشند و تجربيات و دانش خود را به اشتراك بگذارند؛ در بحث فناوري و بانكي تشکل کم داریم.
تشکیل گروههای صنفی زنان لازم است تا به افزایش آگاهي در زمينههاي مختلف و كاهش هزينهها چه از نظر عدد و رقم و چه از نظر زماني کمک کند بحث ايجاد انگيزه نیز مطرح است اینکه بسیاری به دلیل ناآگاهی نميدانند چطور مسير خود را طی کنند و این تشکلها به همافزايي بیشتر کمک میکنند
مثلا در كميسيون انفورماتيك بانكها مديران فاوا تجربياتشان را به اشتراك ميگذاشتند و گروهها و كارگروهها تشكيل ميشد و روي آن موارد مشترك با یکدیگر تشريك مساعي ميكردند و به يك جمعبندي ميرسيدند و راهكار ايجاد ميكردند و از هدر رفت انرژي و زمان و هزينه میکاستند حال آنكه تعداد اين تشكل ها و كميسيون ها رفته رفته در حال كاهش است و بايد در اين خصوص راهكاري انديشيد.
*به نظر میرسد ترس شما از افتادن در دام جنسيتزدگي است و این امر باعث ميشود تا تشکلی مختص زنان تشکیل ندهید و تشکلی فراتر از زنان بخواهید.
اوضاعي: خير. نمي شود گفت ترس، ميشود گفت ايجاد حركت براي تغيير نگرش. مثلا از نظر مديريتي من در بخشی که حضور داشتم چه مدير سازمان روشها، چه مدير انفورماتيك و چه بازرسي بودم، اتاق كارشناسان تفكيك جنسيتي نميشد؛ يعني اگر در گروهي سه خانم حضور داشتند قطعاً يك آقا هم حضور داشت و بالعكس. از نظر اداري گاها ايراد ميگرفتند؛ اما من بیان میکردم که اين امر باعث ميشود تا يكسري تبادل افكار اتفاق بيفتد و از زواياي مختلف به قضيه نگاه شود. وقتي شمابه اين فنجان نگاه ميكنيد، از اين سمت دستة آن را نمیبینید؛ ولي از سمت دیگر دستة آن را میبینید؛ بنابراين من با ايجاد اين فضا قصد داشتم به همة آنها ثابت كنم كه حضور اين افراد در كنار یکدیگر به این دلیل است که از زواياي مختلف به اين فنجان نگاه كنند.
*لطفاً صحبتهای خود را جمعبندي كنيد.
عدالت: به نظرم تشکیل گروههای صنفی زنان لازم است تا به افزایش آگاهي در زمينههاي مختلف و كاهش هزينهها چه از نظر عدد و رقم و چه از نظر زماني کمک کند بحث ايجاد انگيزه نیز مطرح است اینکه بسیاری به دلیل ناآگاهی نميدانند چطور مسير خود را طی کنند و این تشکلها به همافزايي بیشتر کمک میکنند باید همگی دست به دست هم دهيم تا کشورمان را به سطح بالاتري برسانیم.
*برخی اتفاقات باعث میشود همافزایی شکل نگیرد و توان نیز کاهش یابد.
عدالت: اختلاف ديدها سبب این امر میشود. در واقع اگر نگاه جنسيتي وجود داشته باشد و از بالا به پايين نگاه شود باعث ميشود تا انگيزهها از افراد گرفته شود و تلاشي که بايد صورت بگیرد صورت نگیرد از طرفی مقابله با همة این عوامل به تجربیات مدیریت بازمیگردد.