توسعه و لیزینگ

تنها حکایت صنعت لیزینگ نیست که در کشور ما در مرحله گذار به توسعه یافتگی سخت گرفتار آمده و در بستری از کوشش و خطا تلاش می کند کارکردهای واقعی خود را به نمایش بگذارد بلکه تمام صنایع و مشاغل در ایران در حال طی کردن چنین سرنوشتی هستند.

توسعه در واقع نقش باران را دارد. اگر باران نبارد تمام عناصر دشت دچار خشکسالی خواهند شد و بالطبع هر چقدر باران ببارد به همان اندازه دشت از خشکسالی فاصله گرفته و تمام عناصر دشت راه سرسبزی و ثمردهی در پیش خواهند گرفت. اما در عین حال اشتراکات و اتفاقاتی در این میان بین باران و توسعه وجود دارد. تفاوت اساسی باران با توسعه این است که توسعه قابلیت برنامه ریزی بودن دارد در حالی که دشت تنها می تواند امیدوار و منتظر بارش باران باشد و بالطبع نمی تواند درباره زمان و میزان آن نقشی داشته باشد.

نکته اساسی مشترک نیز در این نهفته است که در یک دشت هر چقدر باران کمتر ببارد به همان میزان اشیا متاثر از آن تکیده تر و ضعیف تر خواهند بود. و در جامعه ای که فرآیند توسعه کندتر باشد در حالی که مهم ترین عواملی که تکیده و ضعیف خواهد ماند برنامه ریزی و عدم درک منطقی از ابزارها و عناصر توسعه است، همه ابعاد جامعه دچار خمودگی خواهند شد. درباره لیزینگ اما یک مساله دیکر حایز اهمیت است: در حالی که این صنعت باید خود توسعه یابد در عین حال لیزینگ در واقع یکی از ابزارهای توسعه نیز هست. به تعبیر دیگر لیزینگ مانند مقوله شخم زدن زمین در دشت است، اگر باران ببارد اما دشت شخم زده نباشد میزان جذب بارش از سوی دشت پایین خواهد آمد. در این موقعیت اگر چه ممکن است باران خوب باریده باشد و به عبارتی منابع مالی توسعه فراهم باشد اما روییدنی ها و آنان که رسالت بارش باران برای رویش و پویایی آن ها است، خوب نخواهند رویید و در کشور نیز عناصری که قرار است در معرض توسعه قرار گیرند خوب نخواهند بالید و توسعه لازم را نخواهند یافت.

طبیعی است که ابزارهای متعددی برای توسعه وجود دارد که نهاد لیزینگ، یکی از آن ها با این ویژگی است که قدرت خرید و امکان تجهیز منابع در قالب تهیه تجهیزات برای بنگاه های صنعتی و در عین حال گسترش بازار فروش محصولات را برای بخش های مختلف صنعتی و کارآفرینی بالا می برد. و بنابراین شباهت بسیاری به همان مقوله شخم زد گی زمین دارد. این که چگونه شرایطی به وجود آوریم تا دولت به عنوان عامل برنامه ریز و مدیریت کننده فرآیند اجرای توسعه به این نتیجه برسد که باید امکان جذب فرآیند توسعه برای عناصری که قرار است در معرض توسعه قرار گیرند را فراهم آورد یک مساله اساسی است.
شاید در این راستا، دو موضوع فرهنگ سازی سالم و میزان و جنس شناخت بسیار با اهمیت باشد؛ فرهنگ سازی سالم از آن جهت که مردم، دولت و بخش خصوصی، تصویری منطقی و استاندارد از صنعت لیزینگ پیش روی خود مشاهده کنند. در این خصوص، دو رکن شرکت ها و تشکل های صنفی لیزینگ نقش محوری دارند. آن ها در چنین شرایطی مجبورند علاوه بر تحقق اهداف اقتصادی خود، در بعد ملی به انجام وظایفی مبادرت کنند که البته انجام درست این وظایف، در نهایت به سودآوری بیش تر آنان نیز خواهد انجامید.
موضوع با اهمیت دیگر، میزان و جنس شناخت دولت از لیزینگ است. از آن جا که هر باوری نسبت به یک پدیده، ناشی از میزان و نوع شناخت از آن پدیده است، در نتیجه، برای آنکه دولت به این نتیجه برسد که لیزینگ ابزار مناسبی برای تحقق بخشی از اهداف توسعه ای در حوزه اقتصادی و اجتماعی است، باید زمینه های شناخت درباره لیزینگ فراهم آید. بدیهی است که در این راستا جنس شناختی که در دولت حاصل می شود باید بر پایه اطلاعات علمی ، سنجیده و منطقی از لیزینگ باشد. در تحقق و ایجاد این شناخت در دولت، تشکل ها و شرکت های صنعت لیزینگ، در طرح درست مفاهیم لیزینگ در نهادهای سیاست گذار و تدوین کننده برنامه ها و همچنین مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی نقش اساسی دارند. اینکه این تشکل ها و شرکت ها، چقدر در انجام رسالت های خود موفق عمل کنند و دولت را همراه خود سازند، یک سوال اساسی است که بدون برنامه ریزی پاسخ داده نخواهد شد.

لینک کوتاهلینک کپی شد!
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

28  ⁄  4  =