کیهان به هاشمی: چرا خوشحال نباشیم؟

ایبنا – بحران مالی اخیر آمریکا اگرچه محور این یادداشت است ولی موضوع آن نیست، بلکه چگونگی برخورد مسئولان محترم نظام با این بحران و ارزیابی آن مورد اشاره یادداشت امروز است.

به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک تردیدی نیست که نباید دشمن را دست کم گرفته و از ترفندهایی که در آستین دارد غافل بود مخصوصاً دشمنی مانند آمریکا که به قول حضرت امام(ره) «شیطان بزرگ» است و بارها حیله گری خود را در ویرانگری و غارتگری نشان داده است تا آنجا که باز هم به قول امام راحلمان(ره) «آمریکا شوروی را هم بازی داده است». اما، به همان اندازه که غفلت از ترفندهای دشمن و دست کم گرفتن حریف غدار می تواند خسارت آفرین و پشیمان کننده باشد، این تصور- بخوانید توهم- که دشمن در بالاترین نقطه از اقتدار نشسته و در محاسبات و مناسبات خود شکست ناپذیر است هم می تواند گمراه کننده و زیان آور باشد. ضمن آن که بعید نیست تلقی اخیر ناامیدی در مقابله با دشمن و یأس احتمالی در دفاع از منافع ملی و عزت و اقتدار نظام را نیز به دنبال داشته باشد.تحلیل های واقع بینانه و امیدبخش آیت الله هاشمی رفسنجانی چه در دوران مبارزاتی قبل از انقلاب که با اسارت چند باره و شکنجه و سختی کشیدن ایشان همراه بود و چه در دوران جنگ تحمیلی که ترغیب رزمندگان به حضور در جبهه ها و اطمینان بخشی نسبت به پیروزی نهایی آنان را درپی داشت، بر هیچکس پوشیده نیست و از ایشان جز این نیز نباید و نشاید.جناب هاشمی رفسنجانی چند هفته قبل درباره بحران مالی اخیر و گسترده آمریکا گفته بودند؛«اگر بحران اقتصادی آمریکا، تهدید جدی برای دنیای غرب است یکی از عوامل این بحران، هزینه های زیادی است که در این هفت، هشت سال در عراق و افغانستان کرده و امروز باید 700 میلیارد دلار دیگر تزریق کنند تا از این بحران اقتصادی تا حدودی نجات یابند» رسانه های غربی این تحلیل آقای هاشمی رفسنجانی را که با واقع بینی و ارائه شواهد مستند همراه بود پوشش درخور توجهی دادند و از واقع نمایی آن سخن گفتند. آیت الله هاشمی رفسنجانی در ادامه همان تحلیل، بحران اقتصادی آمریکا را انتقام الهی از متجاوزان دانسته و با اشاره به این که بحران اقتصادی اخیر نشانه از پای درآمدن آمریکاست گفته بودند؛«این یک وعده الهی است و البته باید صبر کرد زیرا خدا می داند که چگونه و کی و در چه شرایطی متجاوزان را از پای درآورد».این تحلیل که با واقعیت های غیرقابل انکار موجود همخوانی فراوانی داشت- و دارد- برای مردمی که بارها شاهد رخدادهای بن بست شکنی در تقابل دائمی خود با آمریکا و متحدانش بوده اند ضمن آن که امیدآفرین بود، ترغیب کننده به ادامه راه و اطمینان به یاری خدا نیز تلقی می شد.اما، دو روز قبل، آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه تهران تحلیلی متفاوت از این ماجرا ارائه کردند که باید گفت؛ این تحلیل اگرچه ترغیب به هوشیاری و بهره گیری مناسب از شرایط پیش روی داشت ولی با عرض پوزش و متأسفانه از یکسو با تحلیل قبلی ایشان در تناقض بود و از سوی دیگر با واقعیت های موجود همخوانی چندانی نداشت. ایشان در بخشی از خطبه های نماز جمعه تهران گفت؛«به اعتقاد من و بسیاری از صاحب نظران دیگر، اینگونه نیست که این شرایط به نفع ما باشد، لذا نباید از این بحران اظهار خوشحالی کنیم… نباید گفت این مسئله معجزه خداوند است که این کشورها تنبیه شوند، چرا که هر چند ممکن است تنبیهی برای آنها باشد اما قشر ضعیف جامعه نیز آسیب می بینند و باید مراقب این مسئله بود… باید ذخایر ارزی کشورمان را به نقطه مطمئنی برای کشور تبدیل کنیم که در چنین حوادثی اقتصادمان به باد نرود… البته نمی خواهم آن بحث های انتقادی را مطرح کنم که این ذخایر حفظ شده است یا خیر، بلکه بحث هشدار و تذکر است».درباره سخنان جمعه آیت الله هاشمی رفسنجانی اشاره به سه نکته ضروری به نظر می رسد.الف: تذکر هوشمندانه و هشدار دلسوزانه ایشان قابل تقدیر است مخصوصاً این که آیت الله هاشمی رفسنجانی شخصیتی انقلابی، شاگرد امام راحل (ره)، و برخوردار از تجربه ای چند ده ساله در خدمت به اسلام و انقلاب است، بنابراین، مسئولان محترم باید هشدار دلسوزانه ایشان را قدر بدانند و در ارزیابی ها و چاره اندیشی های خود روی آن محاسبه کنند.ب: بخشی از سخنان جمعه آیت الله هاشمی رفسنجانی- صرف نظر از صحت و سقم آن- با اظهارات قبلی ایشان تفاوتی در حد تناقض دارد که البته تغییر دیدگاه شخصیت های سیاسی نسبت به یک موضوع و ماجرای واحد، نه دور از انتظار است و نه خدای نخواسته قابل خرده گیری، اما آیت الله هاشمی اشاره ای به تغییر نظر قبلی خود نکردند بنابراین کمترین فایده در اشاره به این تفاوت ها جست وجوی نظر قطعی و نهایی ایشان- به عنوان یک تحلیلگر آگاه- است.آیت الله رفسنجانی در سخنان قبلی خود از بحران اقتصادی آمریکا با عنوان «یک وعده الهی» یاد کرده و آن را انتقام الهی از متجاوزان دانسته و با اشاره به این بحران گفته بودند؛ «خدا می داند که چگونه و کی و در چه شرایطی متجاوزان را از پای درآورد». اما در خطبه های جمعه اخیر می فرمایند؛ «نباید گفت که این مسئله معجزه خداوند است که این کشورها تنبیه شوند»! و در حالی که پیش از این بحران مالی آمریکا را وعده الهی- بخوانید یاری خداوند به مردم ایران- دانسته بودند، در سخنان جمعه خود می گویند «به اعتقاد من و بسیاری از صاحب نظران دیگر، اینگونه نیست که این شرایط به نفع ما باشد، لذا نباید از این بحران اظهار خوشحالی کنیم»!و سؤال این است که چرا باید تحلیل قبلی آیت الله هاشمی رفسنجانی که بحران اقتصادی آمریکا را «وعده الهی» و انتقام از متجاوزان دانسته بودند نپذیریم و تحلیل اخیر ایشان را پذیرا شویم؟ و حال آن که تحلیل قبلی آقای رفسنجانی با تمامی شواهد و قرائن موجود انطباق کامل دارد و تحلیل اخیر، متأسفانه اینگونه نیست.ج- نه فقط مسئولان رسمی آمریکا و اروپا از بحران اقتصادی اخیر به عنوان یک فاجعه بزرگ یاد می کنند، بلکه رخدادهای برخاسته از این بحران، نظیر ورشکستگی بانک ها و شرکت های بزرگ، ناهنجاری های اجتماعی، بی اعتمادی گسترده مردمی و ده ها رخداد غیرقابل انکار دیگر از فاجعه عظیم و شکننده ای حکایت می کنند که آمریکا و اروپا را فرا گرفته است که این نکته مورد انکار آیت الله هاشمی نیز نبوده و نیست، اما درباره بخشی از اظهارات ایشان که گفته اند «این شرایط به نفع ایران نیست لذا نباید از این بحران اظهار خوشحالی کرد».باید گفت؛ هشدار دلسوزانه ایشان قابل تقدیر است، اما واقعیت آن است که ایران اسلامی از این بحران کمترین آسیب را می بیند، بنابراین چرا از شکست دشمن و در امان بودن نسبتاً امیدوار کننده خود از بحران یاد شده خوشحال نباشیم؟ در این زمینه، برخی از تحلیل های دشمن که به علت مستند بودن آنها، درخور توجه است می تواند گویای واقعیت باشد و از این میان به تحلیل خبرگزاری بی بی سی – که به یقین دوست ایران نیست- و از قول کارشناسان اقتصادی برجسته آمریکا و اروپا مطرح شده است، بسنده می کنیم. بی بی سی می نویسد؛«سؤالی که قاعدتاً مطرح می شود این است که آیا این بحران بر اقتصاد ایران نیز تأثیری داشته یا خواهد داشت؟ تاکنون تنها نتیجه بحران مالی برای ایران این بوده که بهای نفت خام پس از چند ماه افزایش سریع آن در بازارهای بین المللی، در هفته های اخیر تا حدودی کاهش یافته است. از سوی دیگر، در شرایط کنونی اقتصاد ایران از این بحران مصون می ماند و این مصون ماندن از آثار بحران جهانی اخیر غیر عادی نیست. زیرا اقتصاد این کشور به استثنای صادرات نفت و واردات کالا، که معمولاً با حداقل بهره برداری از امکانات نهادهای بین المللی صورت می گیرد، ارتباط چندانی با اقتصاد جهانی ندارد. به عبارت دیگر، بسیاری از عوامل مالی و روانی تأثیرگذار بر بازارهای مالی جهان، در ایران موضوعیت و تأثیر ندارد و برخی از تحولاتی که از نظر بسیاری از کشورهای دیگر نشانه بروز یک بحران عمیق است در ایران بحران زا نیست» و…بدیهی است همانگونه که در صدر این نوشته آمده است، هر دو حالت «دست کم گرفتن» و «بزرگ انگاشتن» دشمن، خسارت آفرین است. بنابراین ضمن آن که هشدار دلسوزانه آیت الله هاشمی درخور تقدیر است، نگرانی ابراز شده ایشان با واقعیت ها انطباق چندانی نداشته و نباید باعث دلشوره مردم شود. بلکه بحران اقتصادی اخیر آمریکا و اروپا بدون تردید، یک رخداد شکننده برای دشمن و به همان اندازه برای ملت ایران و سایر ملت های مسلمان خوشحال کننده است.و بالاخره، اگرچه ایستادگی و مقاومت دولت نهم در برابر باج خواهی های دشمنان، برخی از تحریم ها و قطع روابط اقتصادی با ایران را در پی داشته و انتقادهایی را برانگیخته است و شاید آنجا که آیت الله هاشمی رفسنجانی می گویند «البته نمی خواهم آن بحث های انتقادی را مطرح کنم» به همین مسئله اشاره داشته اند، اما، این ایستادگی و مقاومت اسلامی و انقلابی، ضمن آن که حفظ عزت و اقتدار نظام و مردم ایران را به دنبال داشته، در شرایط کنونی- و به لطف خدای سبحان- در امان بودن اقتصاد کشور از بحران اقتصادی اخیر را نیز باعث شده است و این همه، به گفته قبلی آیت الله هاشمی رفسنجانی «وعده الهی است و البته باید صبر کرد، زیرا خدا می داند چگونه و کی و در چه شرایطی متجاوزان را از پای درآورد».

لینک کوتاهلینک کپی شد!
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

  +  4  =  12