رویای فرار / ارزرمز؛راهی برای بی اثر کردن تحریم‌ها؟

ماهنامه بانکداری آینده وضعیت شکل‌گیری ارزرمز ملی را بررسی کرد:

فرزاد خندان:«اگر جامعه‌ای تصمیم به دیجیتال شدن می‌گیرد باید برای پایین‌ترین دهک خود فکری کند و سوبسید بزرگی برای آن در نظر بگیرد تا نه تنها هزینه دیجیتال شدن را جبران کند؛ بلکه برای این دهک نگاه مثبتی به دیجیتالی شدن ایجاد کند.»/حمیدرضا مختاریان:«اگر رمز ارزی بخواهد توسعه پیدا کند؛ نیاز به جامعه‌ای دارد که در بستر آن توسعه پیدا کند.»/ حسن زادمهر: «پول هر کشوری سند بدهی مرکز نشر آن پول است که این مرکز ، بیشتر جاها بانک مرکزی یا خزانه‌داری است.»

به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، پیرو تصمیمات تیم اقتصادی رئیس جمهور ارزمرز به عنوان راهی برای مقاوم سازی و مقابله با تحریم ها در داخل ایران موجودیت پیدا کرد. در این راستا میزگردی با چندنفر از فعالان حوزه فناوری برگزار کرده است. در این میزگرد مباحث مربوط به ارزرمز، اکوسیستم و جامعه اعتباری مورد بحث قرار گرفت. در این جلسه حسن زادمهر، مدیرعامل شرکت مهندسی صنایع یاس ارغوانی، حمیدرضا مختاریان، مدیرعامل شرکت داده ورزی سداد، فرزاد خندان، مدیرعامل شرکت داده‌ورزی سیمیاگران، حسین اسلامی، معاون توسعه کسب و کار داده ورزی پارسیان به بررسی و تحلیل ارز، اقتصاد و اکوسیستم پرداختند. در ادامه بخش اول  این میزگرد را با هم می خوانیم.

 

*در این میزگرد ابتدا رمز ارزها را از منظر اقتصادی قصد داریم بررسی کنیم آیا اساسا تفاوتی بین پول‌ها وجود دارد چه رمز ارز چه پول غیر رمزی؟

 

زادمهر:پول هر کشوری سند بدهی مرکز نشر آن پول است که این مرکز، بیشتر بانک مرکزی یا خزانهداری است. بانک مرکزی متعهد میشود ارزش آن پول را حفظ کند. در دوره‌ای ارزش این پول به میزان طلا و نقره وابسته بود و تحت نظارت مرکز صدور آن بود. مثلا گفته میشد این مقدار ریال معادل چند گرم طلا است. بعد از مدتی تصمیم گرفته شد وابستگی پول و سند بدهی را به پشتوانه طلا کمرنگ کنند. پتانسیل اقتصادی یک کشور مبنای ارزش اسکناس و پول در دست مردم است.

 

بانکهای مرکزی و دولت‌ها حفظ ارزش پول را تضمین میکردند. هر چند هیچ‌گاه نتوانستند این ارزش را حفظ کنند. اگر تولیدات و صادرات کشوری از منظر اقتصادی بیش از واردات و مصرفش باشد، پتانسیل اقتصادی آن کشور بیشتر میشود و ارزش پول با فرض ثابت بودن میزان انتشار بالا میرود. کشوری که هم‌زمان با افزایش صادرات نسبت به واردات، به انتشار پول اقدام کند و بین صادرات و واردات تعادل برقرار کند میتواند ارزش پول را در برابر بقیه ارزها حفظ کند.

اگر کشوری نتواند ارزش پولش را حفظ کند، ارزش پول نسبت به سایر واحدهای پولی تغییر میکند. در نتیجه اگر تراز تجاری در آن کشور منفی باشد، ارزش پول کاهش مییابد و اگر تراز تجاری در آن کشور مثبت باشد، ارزش پول افزایش مییابد. ارزهای دیجیتال ماهیت ارزشی متفاوتی دارند و مبتنی بر اعتماد گروهی هستند که در قالب یک شبکه ارزش و اعتبار بر روی ارزش پول توافق میکنند. به عبارت دیگر اعتبار و ارزش پول از طریق اعتماد بین افراد تامین میشود. هیچ مرجعی اعم از بانک مرکزی، خزانهداری یا دولت نمیتواند ارزش پول را تضمین کند.

* فکر میکنید مبانی اقتصادی، پول مرسوم و رمز ارزها تا چه اندازه دارای مفاهیم مشترک باشد و راز زیست آن در یک زیست بوم اقتصادی چیست؟

خندان: تخصص من اقتصاد نیست؛ اما از دو جنبه میتوان به قضیه پرداخت. شاید بتوان گفت ارزرمز امتداد طبیعی پول است. مبادلات اولیه با خشت آغاز شد و کم‌کم به مبادله با سکه، حواله و اسکناس رو آوردیم. اکنون به اعتبار دیجیتال رسیدیم. باید تحولی رخ میداد. در فرایند دیجیتال شدن و الکترونیک شدن تمرکززدایی برای پول هم اتفاق افتاد؛ ولی مسئله فقط این نیست. ‌می‌توان تمرکززدایی را از منظر جابه‌جایی مراجع قدرت و نهادهای اجتماعی در بستر دیجیتالی شدن بررسی کرد.

 

با کریپتوکارنسی ممکن است مسیر کاملا برعکس شود یا مستقیم و انفجاری پیش برود. این موضوع شمشیری دو لبه است. نمی‌توان گفت کریپتو کارنسی محتوم به موفقیت است و همچنان نمیتوان با قطعیت گفت ارزرمزی پول آینده است و این پول جدید قطعا در آینده و 50 سال بعد هم وجود خواهد داشت. نشانهها و سیگنالهای ضعیفی وجود دارد که نشان دهنده از بین رفتن کریپتو کارنسی است. یکی از ساده ترین نشانه‌های آن از دست دادن مرجعیت نهادهای سنتی قدرت در کنترل پول ملی است.

اگر رمز ارزها رشد و نمود انفجاری پیدا کنند و کنترل پول ملی از دسترس نهادهای قدرت خارج شود کشورها و دولتها مانع این رشد انفجاری خواهند شد.

*چند نکته لازم است در اینجا مورد تاکید قرار بگیرد. یکی حرکت کشورها به صورت جداگانه به سمت ارزرمزی است و دیگری به صورت بین‌المللی مانند بیت‌کوین که زایده
شرایط جهانی و رشد فناوری است.

خندان: اولی موضوعیت ندارد و منتج از دومی است؛ چون بیت کوین دارای پتانسیل و ظرفیتی است که کشورها برای فرار از سیطره اقتصاد دلار به سراغ این پلتفرم میروند. سناریویی که وجود دارد این است که مراکز سنتی میخواهند سیطره خود را حفظ کنند. در نتیجه ممکن است دولتها احساس خطر کنند و تکنولوژی را منهدم کنند یا تبعات اجتماعی تکنولوژی را کنترل کنند. این یک سناریو است؛ اما سناریو محتمل این است که ارزهای دیجیتال رشد میکنند و فراگیر میشوند؛ زیرا کاربرد جدیدی را به پول قدیم اضافه میکنند. مثلا با داشتن پول کاغذی مساله اعتماد متقابل وجود نداشت و خود پول مرجعی برای اعتبار بود.

 

با ظهور فناوری دیجیتال مرجعیت از پول برداشته شد و نیازمند مرجعی بودیم که اعتبار معادله دیجیتال را تضمین میکرد. این مرجع میتوانست بانک یا ویزا باشد. کریپتو کارنسی همان ماهیت پول را روی ارز دیجیتال پیاده کرده است. یعنی نیاز به مرجع اعتباری را کمرنگ کرده و تصمیمگیری از یک مرجع، خارج شده است و جای خود را به گونهای دیگر از اعتبار یعنی اعتماد مشترک داده است. به این ترتیب خود شبکه و یوزر میتواند ببیند که آیا این مبادله معتبر است.

این یک کاربرد جدید است که به معامله دیجیتال اضافه ‌می‌شود. قبلا مجبور بودیم از مکانیسم‌های اعتباری استفاده کنیم. این مسائل نشانگر این موضوع است که ارز دیجیتال در آینده کاربردهای متنوعی خواهد داشت. اگر این آینده محتمل باشد کمرنگ شدن اثر مراکز قدرت و تصمیمگیری و تغییر در لایه‌های اجتماعی رخ خواهد داد. این مساله مربوط به هفته بعد، ماه بعد یا سال بعد نیست. بلکه در آینده دور و در 20 یا 50 سال آینده رخ خواهد داد. همچنین تاثیر کریپتو کارنسی و بلاکچین را روی وضعیت اجتماعی و تناسب قدرت میتوان مورد تحلیل و بررسی قرار داد.

*آقای مختاریان شاید موانع این حوزه ذهن خیلی از فعالان را درگیر کرده باشد. به نظر شما موانع لازم است بررسی شود؟ در یک محیط محدود مثل یک کشور و محیط جهانی چه تفاوتی وجود دارد؟ از بعد مبانی اقتصادی چگونه میتوان این مساله را بررسی کرد؟ مثلا تلاشهایی که در ایران برای ارز دیجیتال انجام شده چه مسیری را پیموده است و اکنون در کجای این راه قرار داریم؟

مختاریان: پول دیجیتال را از منظر ماهیتی و کارکردی میتوان مورد تحلیل قرار داد. گاهی پول دیجیتال رفتار پول سنتی را نشان میدهد و گاهی مشابه کالا رفتار میکند. به عنوان مثال گاهی بیت کوین برای ذخیره ارزش و نگهداری برای آینده به کار میرود و وسیله تبادل نیست. در بعضی کشورها از آن مالیات میگیرند و آن را دارایی تلقی میکنند و در برخی کشورهای دیگر آن را وسیله تبادل در نظر میگیرند و معتقدند ماهیت پولی دارد. این رفتار دوگانه در کریپتوکارنسیها باعث شده برخورد با ارزهای دیجیتال دوگانه شود.

*دلار هم کالاست و هم به عنوان وسیله انتقال ارزش به کار گرفته میشود. از این زاویه کارکرد مشخص آن در کشور ایران چیست؟

 مختاریان: برخی ارزها مثل دلار چنین ماهیتی از خود نشان میدهند؛ چون در بعضی کشورها به عنوان پشتوانه پول و ذخیره ارزی آن را نگهداری میکنند. تعریف پول به صورت عمومی وسیلهای برای تبادل مالی و انتقال ارزش است و حفظ ارزش شاید کارکرد اصلی آن نباشد. من اقتصاددان نیستم. شاید کسانی که در این زمینه تخصص دارند بهتر بتوانند در این زمینه نظر دهند.

در مورد سوال دوم اگر تفاوت کاربردی پول و یا رمز ارز را در محیط کشور و سطح جهانی بخواهیم بیان کنیم در هر پول و کریپتو کارنسی میشود این تفاوت را دید؛ هر پولی میتواند کاربرد محلی، کشوری یا جهانی داشته باشد. مهمترین عاملی که میتواند در کریپتو کارنسی‌ها تمایز و برتری ایجاد کند سطح اعتماد به آنها است. هر چه گستره اعتماد به پول بیشتر باشد در گستره وسیعتری استفاده میشود.

ولی این مساله لزوما به معنی بهتر بودن نیست. بعضی از ارزهای دیجیتال در گستره محدودتری مورد استفاده قرار گرفته اند؛ ولی کریپتو کارنسی‌های معروف، پذیرش جهانی گستردهای پیدا کردند و این مساله به آن‌ها ارزش بیشتری ‌می‌دهد. هر چه تعداد کسب و کارها و افرادی که این رمز ارزها را به عنوان وسیله تبادل ارزش میپذیرند بیشتر باشد، ارزش آنها هم بیشتر میشود.

*مهمترین اصل برای رسمی ‌شدن رمز ارز چیست؟ وقتی در یک کشور از ارز رمز استفاده میکنیم باید به رسمیت شناخته شود و دارای ارزش باشد. چگونه ارزرمز میتواند این ارزش را کسب کند؟

اسلامی: بحث امروزمان بیشتر در حوزه اقتصاد و اکوسیستم است. ما البته بیشتر از حوزه تخصصی خودمان و از جهت فناوری نوین به این موضوع می‌پردازیم. در ابتدا که مبادله کالا به کالا انجام می‌شد و داد و ستد مبتنی بر ارزش‌گذاری توسط طرفین صورت می‌گرفت. یعنی بانک مرکزی وجود نداشت که پول چاپ کند و ارزش‌گذاری روی کالاها انجام شود. افراد مطابق با نیازها و ارزش‌گذاری خودشان به مبادله می‌پرداختند. بعد که پول اختراع و چاپ شد، فرهنگ به سمت استفاده از پول برای مبادلات رفت.

 

پول به چیزی که در کنار شما است، تبدیل شد و به عنوان دارایی درونی شما تلقی نمی‌شد. بانکدارها در گذشته با دیدن افراد ثروتمند، خود آنها را شناسایی میکردند بدون دیدن پولشان. با گذشت زمان مبادلات با کارت بانکی انجام ‌شد. بدون کارت بانکی اعتباری برای اشخاص وجود نداشت. کم کم چاپ پول دیگر مبتنی بر میزان دارایی مانند طلا نبود. بنده اعتقاد دارم از منظر کرامت انسانی هر چه جلوتر می‌رویم به گذشته نیک خود بر می‌گردیم. یعنی افراد با حضور خودشان و با تایید دیگران مطمئن می‌شوند معاملاتشان در قالب فناوری بلاکچین ثبت می‌شود. از منظر اجتماعی ما در دورانی با فناوری جلو آمدیم و فناوری جدید جای سکه و اسکناس را گرفت.

در این دوران از نرم‌افزار استفاده میکردیم. یعنی پول را به بانکدار می‌دادی یا از بانکدار می‌گرفتی و به دنبال آن پیامک واریز یا برداشت از حساب روی گوشی شما می‌آمد بدون هر گونه انتقال واقعی پول. این ارتباط بین پول و فناوری در جایی دیگر تایید می‌شد. نظارت و کنترل بانک مرکزی در عصر جدید در حال کاهش است و کنترل و نظارت در شرایط فعلی رفته‌رفته می‌تواند بر مبنای اعتماد صورت گیرد. چرا افراد از یک پیام‌رسان خاص استفاده میکنند و از دیگری استفاده نمیکنند؟ زیرا به آن پیام‌رسان اعتماد بیشتری دارند. در گذشته می‌گفتیم اگر اطلاعات‌مان لو نرود بهتر است. اما الان وضعیت متفاوت شده است. عکسمان را شاید به یک فرد خاص نشان ندهیم؛ اما در شبکه اجتماعی آن را به اشتراک می‌گذاریم. یعنی اعتمادی که در شبکه اجتماعی وجود دارد، بیشتر از اعتماد به مکان‌هایی است که از منظر حاکمیتی یا مراجع قانونگذاری شناخته شده و قابل اتکا هستند.

 

مبانی اعتماد در مقوله رمزارز بسیار مهم است. اعتماد می‌تواند به مسائل مختلف شامل اعتماد به کارت، فرد، پول یا اعتماد به چیزی که افراد در آن به اجماع می‌رسند، باشد. «بازگشت تکنولوژی» در حال رخ دادن است. ما تکنولوژی را متاسفانه به‌جای شخصیت افراد مبنا قرار دادیم و تکنولوژی به افراد بر می‌گردد. شخصیت و کرامت افراد دوباره در حال اهمیت یافتن است. اکنون در شرایطی قرار گرفتیم که تکنولوژی را مبنا قرار دادیم و خود افراد زیر سوال رفتند و ابزارهایی مانند کارت به نمایندگی از دارایی افراد ملاک قرار گرفتند. موضوعی که در ایران مطرح است «پشتوانه بی‌پشتوانه» است. من بر این باورم که از منظر عامه مردم کشورمان، رمزارز در ایران مفهومی متفاوت با جهان دارد. در کشورهای دیگر جهان رمزارز ابزار پرداخت است. پرداخت در کشورهای مختلف با واحدهای پولی گوناگون صورت می‌گیرد.

 

درآمریکا یک نوع رفتار پرداختی داریم و در اروپا نوع رفتار پرداخت متفاوت است. در آمریکا واحد پولی دلار است و در اروپا پرداخت با یورو صورت می‌گیرد. در 10 سال اخیر نگاه به ارز در ایران به عنوان «دارایی افزایشی» است و آن را به عنوان سرمایه در نظر می‌گیرند. افراد استفاده کاربردی از ارز را کنار می‌گذارند و حجم زیادی از دارایی خود را به ارز تبدیل میکند تا سرمایه اندوخته شده‌شان کمتر آسیب ببیند. این به دلیل مشکلات حاکم بر اقتصاد ماست و ارز بیشتر به عنوان سرمایه و دارایی در نظر گرفته می‌شود. بسیاری از افراد و شاید اکثر هم‌میهنان در کشور ما از ارز به عنوان ابزار پرداخت استفاده نمیکنند. گروه‌های مختلف از ارز استفاده‌های متفاوتی میکنند و ارز را برای خرید و فروش یا افزایش یا حداقل ثابت ماندن دارایی به کار می‌برند. نگاهی که گروه اول به ارز دارند با نگاه گروه دوم کاملا متفاوت است.

*اکوسیستم باید دارای چه شاخص‌هایی باشد که ارز رمز تولید و پذیرش شود و توسعه پیدا کند؟ رویکردهای داخلی در این زمینه چگونه است؟

ما به میزانی از بلوغ نرسیدیم که پذیرندگی نیاز به رمز ارز را تعریف کنیم. «پذیرندگی نیاز به رمزارز» یعنی من پذیرندگانی در دنیا دارم که این رمزارز را قبول میکنند. پس من باید بروم و رمز ارز بخرم. اما مساله اینجاست که ارائهکنندگان فقط رمز ارز نمیپذیرند؛ بلکه پول و ارزهای دیجیتال دیگر هم میپذیرند. اگر تعدادی از افراد در شبکه اقتصادی اینگونه باشند که فقط رمزارز بپذیرند، آن افراد بسیار معدودند و در زنجیره اقتصادی این بازیگران زیاد دیده نمیشوند. باید علت خرید مردم را مورد توجه قرار داد. اگر علت خرید مردم را نگاه کنید افزایش قیمت دلیل آن است. تا موقعی که ارزش رمز ارزها بالا می رود مقبولیت دارند. تا زمانی که اینگونه مقبولیت دارند به دردی نمیخورند.

 

ادعای رمزارزها این است که مزیت هایی دارند. این مزیتها شامل انجام تراکنش مالی توسط همه افراد، شفافیت داشتن، مالکیت ناشناس، پیر تو پیر بودن است. اما تا زمانی که به آنها به عنوان یک سرمایه و اندوخته مالی صرف نگاه میشود این مزیتها کارکردی نخواهد بود. در بازار رسمی عمده حرف‌هایی که درباره منفعت رمز ارزها به کار میرود جواب ندارد. اما بازار غیر رسمی وجود دارد که میتواند از منافع رمزارزها استفاده کند. با این حال به نظر می رسد هنوز بهره مندی زیادی اتفاق نیفتاده است.

 

سوالی که همیشه وجود دارد این است که توسعه کریپتو کارنسی خوب است یا بد؟ آیا سرمایهگذاری روی رمز ارز ملی و ترویج این نوع بازی خوب است؟ جواب من به این سوالات بله و خیر است؛ یعنی نمی‌توان گفت خوب است یا بد. مسائل و مشکلاتی در این قضیه وجود دارد که امروز به عنوان تهدید به آن نگاه میشود. اما شاید واقعا تهدید نباشد بلکه مساله تغییر مطرح باشد. کارکرد دولت و دولت ملت با بازی کریپتوکارنسی در حال تغییر است. یعنی وقتی تمرکز زدایی صورت میگیرد، همه چیز به صورت دومینویی به هم میریزد و عدم تمرکز ایجاد میشود. این روند ممکن است در ابتدا آرام شروع شود؛ ولی بعد حالت انفجاری به خود بگیرد. در نتیجه عدم تمرکز در بخش‌های مختلف جامعه تاثیر خود را نشان ‌می‌دهد.

 

به این ترتیب با تغییر ماهوی در کارکرد دولت حتی در جوامع دموکرتیک مواجه میشویم. زیرا تمام بازی دولت روی کنترل متمرکز است و اگر این بازی به هم بخورد ما در 50 سال دیگر شاهد بازی دولت- ملت‌ها در عرصه بینالمللی نخواهیم بود. خود فضای سایبر ‌می‌تواند مرزها را تحت شعاع قرار دهد. در سطوحی کنترل هوش مصنوعی ‌می‌تواند حاکمیت انسان را تحت تاثیر قرار دهد. این‌ها راننده‌های بازی هستند و به دنبال این تغییرات تعریف دولت- ملت تغییر میکند. اگر دولت، ملت، سرزمین و ارتباطات بین این سه مورد را که به عنوان حاکمیت شناخته میشود در نظر بگیریم همه این موارد در حال تغییر است. یعنی ‌می‌توانیم دولتی را تصور کنیم که ملت ندارد یا ظهور ملتی که دولت ندارد یا دولت توزیع شده دارد.

 

آقایی به نام مت لیستون دین جدیدی مبتنی بر بلاکچین درست کرده است وی بر این عقیده است که متون دینی همیشه از بالا به پایین بوده است. خدا یا گاد همواره در راس بوده و همواره پیامبر و رهبر دینی وجود داشته که مبتنی بر احوال و قوانین ایمان را توسعه میداده است. این متون دینی را می توان توزیع کرد. شاید امروز فانتزی به نظر بیاید و 50 سال دیگر فانتزی نباشد. روی شبکه بلاکچین این متن مقدس توزیع میشود و به افراد این امکان داده میشود که با یک دموکراسی دینی این متن را تغییر دهند. بدین صورت همه افراد آخرین متن تغییر داده شده را دارند و برای همه این مطلب دارای اعتبار است. در شرایط کنونی جهان با دو مطلب مواجهیم. کنار هم قرار گرفتن آدم‌هایی که در یک مرز جغرافیایی نیستند.

 

در فضای سایبری گروه‌های اجتماعی قوی شکل گرفته که تاثیرات بزرگی هم در دنیا دارد. این گروه اگر قویتر شوند میتوانند نام سرزمین به خود بگیرند. دوم بحث مهاجرت است. آدم‌هایی که در یک سرزمین بودند در دنیا توزیع شدهاند و این افراد بدون اینکه به یک سرزمین متعلق باشند میتوانند گروه و ملت تشکیل دهند. بحث کریپتو کارنسی و بلاکچین میتواند کل مفاهیم دولت و نهادهای اجتماعی ما را تغییر دهد.

 

ادامه دارد…

منبع: ماهنامه بانکداری آینده، شماره34، مرداد97

لینک کوتاهلینک کپی شد!
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

1  +  2  =