سرنوشت مبهم کربنکینگ بانک سپه و یک پیشنهاد

محمود فراهانی؛ سردبیر

از روزهایی که قرارداد داتین و بانک سپه در خصوص طراحی و پیاده‌سازی سامانه یکپارچه (سیب) این بانک، مراحل نهایی قبل از ثبت اداری را می‌گذراند، حدود یک سالی گذشته است. آن روزها مصادف شد با مهاجرت علی دانشگر مدیرعامل شرکت داتین به کانادا و حالا حدود یک سال است که شهاب جوانمردی نتوانسته به کسی اعتماد کند و جای خالی وی را در شرکت مذکور پر کند.

به گزارش پایگاه خبری بانکداری الکترونیک، به‌صورت اصولی دو راه وجود دارد یا از مدیران داخلی شرکت یا گروه کسی باید قابل‌اعتماد پیدا شود یا اینکه مرد 45 ساله فناپ شخصی را از بیرون جذب کند.

گروه فناپ دارای 14 شرکت زیرمجموعه با کسب و کارهای متنوع  است لذا بعید به نظر می‌رسد شخص جوانمردی قادر باشد هم مدیریت گروه را بر عهده گیرد هم از عهده شرکتی مانند داتین برآید که به دلیل ماهیت آن مدیریت شبانه‌روزی می‌خواهد.

علی دانشگر تقریباً از نیمه دوم دهه هشتاد که شرکت فناپ هنوز گروه نشده بود و یک شرکت در تقاطع خیابان سهروردی و مطهری بود معاون فناوری این شرکت را بر عهده داشت و وقتی داتین شکل گرفت طبیعی بود که مدیریت عامل داتین نمی‌توانست بر عهده کسی جز ژنرال فناوری فناپ قرار گیرد.

وی علاوه بر تجربه طراحی سیب بانک پاسارگاد، مدیریت پیاده‌سازی کربنکینگ بانک رسالت و یکی از مؤسساتی که بعداً ادغام شد را نیز بر عهده داشت. به‌عبارت‌دیگر مرد کلیدی داتین که با راز و رمزهای سیب‌هایی که فناپ در بانک‌های مختلف اجرا کرد حالا دیگر نیست.

این اتفاق جدای از صدماتی که به مشتریان فعلی فناپ وارد می‌کند در خصوص قراردادی که با بانک سپه منعقد کرده یک ریسک بزرگ محسوب می‌شود. بخصوص با توجه ادغام 5 بانک و موسسه که این بانک را به بزرگ‌ترین بانک کشور با حدود 4 تا 5 هزار شعبه تبدیل کرده است.

همان‌طور که می‌دانیم یکی از برگ خریدهای مهم در شرکت‌های نرم‌افزاری و دانش‌بنیان، نقش کلیدی نیروها و بخصوص مغز متفکر و خلاق این شرکت‌هاست.

لذا بروز این ریسک یعنی مهاجرت دانشگر می‌تواند زنگ خطری برای بانک سپه باشد. بانکی که پیش‌ازاین نیز یک تجربه ناموفق در خصوص طراحی سیب داشت تجربه‌ای که حدود 8 سال طول کشید تا طرفین قرارداد به این نقطه برسند که از ابتدا راه را درست نیامده‌اند.

چه اتفاقی خواهد افتاد

مدیران ارشد (هیات مدیره و مدیرعامل) اغلب بانک‌ها هنوز نپذیرفته‌اند که انتخاب یک سامانه یکپارچه بانکی نیازمند اعتماد به یک گروه مشاور قوی است. فقدان چنین مشاورانی باعث دو وضعیت می‌شود یا سالیان سال می‌گذرد اما انتخابی صورت نمی‌گیرد.

نمونه چنین بانکی را در کشور خودمان داریم. بانکی که بیش از دو دهه است همچنان مشغول در راهروهای تردید هنوز نتوانسته فعل انتخاب را صرف کند.

وضعیت دوم یک «انتخاب بد» است. همان اتفاقی که آقای پاشایی فام بدون توجه به مقیاس بانک در سال 91 مرتکب شد. البته این اشتباه طبیعی بود چون تجربه‌های وی به‌عنوان یک «بانکداری که فناوری بداند» بسیار کم بود. او شاید اساساً، اصلاً به معنای واقعی بانکداری نکرده بود. حتی تجربه‌های بعدی او را نیز نمی‌توان در ردیف تجربه‌های جدی بانکداری به شمار آورد.

نکته اما آن است که یک انتخاب بد یک بانک را می‌تواند 8 سال بدون کمترین نتیجه‌ای معطل نگاه دارد.

فراتر از یک نرم‌افزار

همان‌طور که می‌دانیم سامانه یکپارچه بانکی (سیب) فراتر از یک نرم‌افزار متمرکز و در واقع یک مدل کسب‌وکاراست که طبعا از نقطه شروع یعنی مطالعات اولیه تا طراحی مدل مفهومی، معماری و سپس لایه‌بندی‌ها وماژول‌های نهایی ، پیاده سازی و تیم آموزش دیده بهره بردار همگی قطعات پازلی را تشکیل می‌دهند که اگر زیست بوم بانک، ذی‌نفعان و اقتصاد کشور به‌درستی درک نشود می‌تواند خود به عامل بازدارنده‌ای درروند توسعه بانک تبدیل شود. بر همین اساس است که در کشور ما کربنکینگ موفق کمتر مشاهده می‌کنیم.

بر همین اساس به نظر می‌رسد بانک سپه هم‌اکنون در بزنگاه تاریخی قرار دارد و ضروری است نسبت به بازبینی قرارداد خود با داتین اقدام کند. حتی اگر این کار هزینه‌های مالی در برداشته باشد. فراموش نکنیم که در انتخاب نادرست پاشایی فام علاوه بر هدر رفتن چند ده میلیارد تومان نزدیک یک دهه نیز بانک سپه از توسعه بازماند. ضمناً نباید این را از یاد ببریم که روزگاری این بانک در پیاده‌سازی فناوری‌های جدید پیشرو بود.

اما چه باید کرد

در ایران نزدیک دو دهه است که میان داشتن کر داخلی و خارجی اختلاف‌نظر است. تجربه اما نشان می‌دهد مسئله اصلی هسته نیست بلکه مدل کسب‌وکاری است که روح نرم‌افزار را شکل می‌دهد.

بر همین اساس فارغ از اینکه از چه نوع سامانه متمرکزی استفاده شود باید به این نکته توجه کنیم که چه کسانی زیست‌بوم بانکی و اقتصادی کشور ما را بهتر می‌شناسند از سوی دیگر اگر قرار باشد شرکتی شبیه داتین مجدد برنده طراحی سیب سپه شود طبعا اتفاق جدیدی را رقم نزده‌ایم. به نظر می‌رسد با توجه به حساسیت‌های ناشی از ادغام 5 بانک در بانک سپه نیاز هست مجموعه تجارب بانکی در خدمت طراحی سامانه متمرکز بانکداری بانک سپه قرار گیرد.

برای این کار پیشنهاد می‌شود کنسرسیومی متشکل از چهار شرکت شاخص در حوزه طراحی سیب یعنی شرکت خدمات انفورماتیک، شرکت بهسازان ملت، شرکت توسن و شرکت فناپ (داتین) تشکیل‌شده و سپس این کنسرسیوم که طبعاً تبدیل به یک شخصیت حقوقی در قالب یک شرکت خواهد شد مأمور طراحی سامانه یکپارچه بانک سپه شوند.

این کنسرسیوم قادر است عصاره تجارب شبکه بانکی کشور در طراحی کربنکینگ مبتنی بر آخرین روندهای بانکداری دیجیتال را در درون خود گردآورده و به سمت اجرا حرکت کند. همچنین این کنسرسیوم این ظرفیت را دارد که ترکیب گروه طراح نیرومندی جذب و مدیریت کند که در بانک‌ها و فرصت‌های دیگر بانکی چه داخل و چه خارج از ایران مدعی باشد.

این کنسرسیوم درعین‌حال قادر باشد از مشاوران خارجی نیز یاری بگیرد. همان‌گونه که در اواخر دهه هفتاد و سال‌های اولیه دهه هشتاد بانک ملی از مشاوره‌های شرکت دیلویت بهره برد.

در غیر این صورت اصلاً دور نیست که چند سال دیگر شاهد تکرار تجربه‌های گذشته بانک سپه باشیم.

خبر پیشنهادی
بالا رفتن از نردبان رسمی تا رسیدن به بام غیر رسمی

داستان رسمی سازی ناکام یک رمزارز / پیمان ققنوس می شکند؟


این مطلب را به اشتراک بگذارید